قتل های سرزمین تلویزیون
بعد از یک بعد از ظهر سگی آخر شب هم که مثل سگ آدم می افتد به جان کانال های تلویزیون دو سوال ؟ : ۱- فرکانس های ماهواره همساده می افتد روی کانال ما یا ۲- فرکانس های کانال ما افتاده است روی کانال همساده ! اما ! از آنجایی که نصف عمرم را وقف الکترونیک کرده ام میدانم که چینین کاری نشدنی ست .
اما سوال فلسفی دهه ؟: پخش این فیلم ها از شبکه های ایران : ۱- برخورد نزدیک از نوع سوم ۲- مرگ جویان ۳- چه رویاهایی که می آیند ۳- بعد از ظهر سگی و.................
تغییر رویکرد شبکه های ایران از یک دهه قبل تا کنون : ۱- دهه قبل تا کنون: فیلم هایی که نیاز به سانسور کمتری دارند خریداری و نمایش داده شود . ۲- دهه بعد تا کنون : فیلم هایی که نیاز به سانسور بیشتری دارند خریداری و نمایش داده شوند
و مردم هم که لابد خرند و نمی فهمند!!!!!!!
اما پخش بعد از ظهر سگی از همه اینها جالب تر بود یک نمونه فیلم دانشجویان ایرانی اما فنی تر از آن، فیلم انگار دوتا کارگردان و دوتا فیلم نامه دارد : انتخاب : آن صحنه ی که سارقان بانک در حال سرقت و گروگان گیری هستند کارگردان دوم فیلم از راه میرسد و در گوش سارق سوم میگوید : صحنه را ترک کن وگرنه کشته خواهی شد . ۲- و صحنه آخر فیلم کارگردان دوم خطاب به کارگردان اول میگوید : بازیگر اول نباید کشته شود کارگردان دوم فیلم نامه خودش را میاورد و یادآوری میکند که اگر بازیگر نقش اول کشته شود فیلم زیباتر خواهد شد و درست همین زمان است که راننده ماشین گروگان ها یک گلوله میکارد وسط پیشانی گروگان گیر ..... لعنت لعنت لعنت لعنت به این تلویزیون پر از سانسور


